۱۳۹۴ دی ۲۹, سه‌شنبه

نه به سفر روحانی، نماینده وقیح رژیم شکنجه و اعدام در ایران!


نه به روحانی آخون شیاد به پاریس محکومیت سفر آخوند روحانی به پاریس از سوی مجاهدین خلق ایران
رسانه های عمومی از سفر آخوند شیاد حسن روحانی، رئیس جمهور رژیم جنایتکار حاکم بر ایران به پاریس در روز ۲۸ ژانویه خبر می دهند. این سفر در شرایطی انجام می گیرد که موج اعدام های وحشیانه سراسر میهنمان ایران را فرا گرفته و روزی نیست که شهرهای ایران شاهد اعدام های گروهی نباشد.
هدف سفر روحانی به پاریس مقدم بر هر چیز دریوزگی سیاسی وی در بارگاه دولت های مماشاتگر غربی است تا در مقابل حراج سرمایه های کشورمان امدادهای آنها را برای تضمین عمر فاشیزم دینی حاکم بر کشورمان کسب نماید. در این راستا او منافع مردم محروم ایران را پای استعمار و مماشاتگران غربی قربانی می کند.
روحانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه ایتالیایی "کریر دلا سرا" که از او در مورد رقم بسیار بالای اعدام در ایران سئوال می کند، با وقاحت و شیادی پاسخ می دهد: "بیشتر اعدام ها در ایران مربوط به قاچاق مواد مخدر می باشد. ما مرز طولانی با افغانستان داریم و اگر اعدام را لغو کنیم، مواد مخدر به اروپا خواهد رسید و برای شما بد خواهد شد".
البته از پس مانده های خمینی ضد بشر که بویژه در دوران "پسا برجام" در گرداب تضادهای داخلی و بین المللی دست و پا می زنند، انتظاری جز اعدام و سرکوب وحشیانه برای مهار اعترضات مردمی و در نتیجه حفظ موجودیت نظام سراپا نامشروع شان نیست، چرا که این رژیم جنایتکار تنها با تکیه بر اعدام و سرکوب قادر به ادامه حیات ننگینش می باشد.
بنابراین وظیفه انقلابی و میهنی هر ایرانی میهن پرست است تا ضمن شرکت در تظاهرات روز ۲۸ ژانویه در پاریس، چهره واقعی آخوند روحانی را به عنوان نماینده رژیم شکنجه و اعدام در انظار جهانیان افشا نماید.
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد

پاتریک کندی:‌ توهم اعتدال در ایران



پاتریک کندی طی مقاله ای در پروویدنس ژورنال دجال گری و فریب کاری آخوند روحانی در آستانه سفر به اروپا را افشا کرد و بر صحت مواضع مقاومت ایران که میانه روی در رژیم آخوندی سرابی بیش نیست تاکید کرد.
پاتریک کندی: توهم اعتدال در ایران
نمونه های بیشماری از زمان انتخابات ۲۰۱۳ و روی کار آمدن حسن روحانی – از جمله به آتش کشیدن سفارت عربستان سعودی در تهران با حمایت رژیم میبایست این تصور که ما در حال تعامل با یک رفرمیست میانه رو در راس جمهوری اسلامی هستیم را می‌زدود. درگیری های فرقه ای با حمایت رژیم ایران از اسد در سوریه، یمن و عراق در حال افزایش است.
این تحولات، دقت تجزیه و تحلیل شورای ملی مقاومت ایران را اثبات کرده است که از ابتدا بر این پافشاری کرده که میانه روی، یک چشم انداز واقع بینانه در رژیم مذهبی حاکم بر ایران نیست.
پاتریک کندی سپس با مرور حمایت رژیم از تروریسم و گروه های تروریستی در خاورمیانه، و ادامه فعالیت های موشکی، شکست سیاست مماشات با رژیم آخوندی را گوشزد کرد و سپس کارنامه دو ساله آخوند روحانی را در پهنه های مختلف برشمرد و نوشت:
روحانی هیچ تلاش جدی برای بهبود شرایط زندگی مردم ایران انجام نداده است. او بر روی بیش از ۲۰۰۰ اعدام طی دو و نیم سال ریاست جمهوری اش نظارت داشته است اعدام هایی که تقریبا سه برابر دوره رئیس جمهور قبلی محمود احمدی نژاد است. این شقاوت ها همزمان با سرکوب خواسته های مردم ایران برای آزادی و دموکراسی در ایران و همچنین در عراق، محل استقرار مخالفان رژیم ایران(مجاهدین خلق) صورت گرفته است. از جمله باید به شلیک رگباری از ۸۰ موشک بر روی مخالفان ایرانی(مجاهدین خلق) در کمپ لیبرتی، در اواخر اکتبر اشاره کرد که منجر به کشته شدن ۲۴ نفر(مجاهد خلق) و مجروح شدن دهها تن دیگر شد.

سازمان خبرنگاران بدون مرز: وضعیت آزادی مطبوعات در دوره آخوند روحانی تغییر نکرده است

سازمان خبرنگاران بدون مرز روز جمعه ۲۵ دی با انتشار گزارش سالانه خود اعلام کرد دو سال پس از روی کارآمدن آخوند روحانی، وضعیت آزادی مطبوعات، هیچ تغییر مثبتی نکرده است.
بر اساس این گزارش، رژیم ایران در رده بندی کشورهای جهان در زمینه آزادی مطبوعات، در میان ۱۸۰ کشور جهان، در  رتبه ۱۷۳ قرار داده است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز در گزارش خود همچنین آخوند روحانی را «شریک خاموش» بازداشت روزنامه نگاران دانسته و نوشته است که این کشور با ادامه بازداشت ۵۰ روزنامه نگار و فعال اینترنتی، همچنان یکی از پنج زندان بزرگ جهان است.

بازداشت تعدادی از پزشکان تجمع کننده مقابل وزارت بهداشت


مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی صبح امروز شنبه ۲۶ دی عده یی از پزشکان تجمع کننده در مقابل وزارت بهداشت رژیم را بازداشت کردند.
این پزشکان رادیولوژیست، که صبح امروز در مقابل وزارت بهداشت رژیم تجمع کرده بودند، در اعتراض به نامه وزارت بهداشت رژیم مبنی بر اخذ وجه سونوگرافی توسط متخصصین زنان و در اعتراض به نظام خودارجاعی و تبعیض در ساختار نظام درمانی، در مقابل وزارت بهداشت در تهران رژیم تجمع کردند.
صالحی نماینده پزشکان معترض رادیولوژیست از برخورد وزارت بهداشت رژیم با تجمع کنندگان ابراز تاسف کرد و گفت: “امروز بیش از هزار نفر نخبه، پزشک و رادیولوژیست مقابل وزارت بهداشت حضور پیدا کردند. در حالی که مسئولان و مدیران این وزارتخانه می‌توانستند با حضور در بین پزشکان معترض نسبت به آنان پاسخگو باشند.

سهیلادشتی:‌ جلوه همبستگی، سیمای آزادی



هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که بر هر سر بازار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
برنامه گلریزان همیاری سیمای آزادی شروع شده است. این برنامه چند روزی ادامه خواهد داشت. بی تاب مقابل تلویزیون می نشینم و به صدای کسانی که برای همیاری یه سیما تماس می گیرند گوش کنم. صورت هیچ کدام از آنان را نمی توان دید ولی انگار که همه آنها را می شناسی. این صداها و پژواک آن نه فقط میزان کمکی را که تک تک آنان می کنند مورد توجه قرار می دهد، بلکه جلوه ای بی بدیل و انسانی را به دربرابر چشمان مردم ایران و جهان نشان می دهد. صدای کسانی که صدقه نمی پردازند و برای سلامتی و بهبود بیماری خودشان نذر نمی کنند. صدای کسانی است که تسلیم تقدیر و سرنوشت نمی شوند و با اشتیاق برای تغییر شرایطی که نظام ضد بشری ولایت فقیه حاکم کرده است مشارکت می کنند.
رژیم حاکم بر ایران در طول بیش از سه دهه حکومت سعی کرده است که تمام دستاوردهای انسانی بشری را نابود کند و به جای آن ضد ارزشهائی را حاکم کند و مردم را از هویت انسانی خودشان تهی کند. واژه ضد بشر که مسعود رجوی برای این انسان نماها استفاده می کند در شرایط امروز ایران بیشتر خود را نشان می دهد. با ایجاد نیروهای سرکوب با اسامی رنگارنگ حتی پلیس کودکان می خواهد این را به مردم القا کند که آنان با عرض معذرت و پوزش از ساحت مردم، گوسفندهائی هستند که در بیست و چهار ساعت نیازمند به شبان. البته جای تعجب نیست چون نیروهای سرکوب دقیقا تعریف و نمایانگر ولی فقیه هستند؛ یعنی نظر و رای یک فرد در مقابل میلیونها انسانها.
اگر بخواهی ادعا کنی که در مقابل این دیو ارتجاع مبارزه می کنی باید که حاوی تمامی ارزشهای انسانی باشی و این مبارزه ای است در تمامی صحنه ها و رزمندگان آن کسانی هستند که به جوهر و شعور انسانی خود واقف هستند. پا در صحنه نبرد می گذارند و ارزشها را زنده می کنند. نشان می دهند که برای رسیدن به همه آن ارزشها باید قبل از هر چیز از خواسته های فردی و شخصی خود گذشت و به دیگران فکر کرد. این جاست که صدای کسانی که برای همیاری با سیما تماس می گیرند، رنگ دیگری می گیرد. رنگ فرهنگ متعالی انسانی، رنگ انسانهای با تفاوت، رنگ زندگی آزاد. همیاری، سیمای آزادی را به کانال تلویزیونی تبدیل می کند که صدای جنبشی است که مردم همراه با رزمندگان آزادی خواهان سرنگونی نظام ولایت فقیه هستند و حاضر به پرداخت بهای آن هستند

۱۳۹۴ آبان ۲۷, چهارشنبه

دو جنایت در ليبرتي و فرانسه، سه یادآوری، یک تجربه

در دو هفته‌ی گذشته، دو احساس مشترک در دو حادثه‌ی مهم در لیبرتی و فرانسه به هم گره خوردند؛ دو احساس مشترک که آماجشان، برانگیختگی در برابر دو جنایت بزرگ بود و هست. تلاقی این دو احساس مشترک، به آدرسی بالغ می‌شود که به سرچشمه‌ی جنایت‌خیز و جنایت‌آموز می‌انجامد.


با تسلیت و همدردی عمیق با مردم و دولت فرانسه، با ابراز دردی مشترک و همبستگی با قربانیان تروریسم کوری که از رأفت و رحمان حقیقی اسلام هیچ درک و نشانی ندارد، به سه یادآوری تاریخی و یک درس مهم از دو جنایت بزرگ در لیبرتی و فرانسه می‌پردازیم.

سه یادآوری

 از زمان معاصر خودمان تا قریب 1350سال پیش، سه یادآوری هستند که در سیر تاریخی‌شان بر هم منطبق‌اند. ذکر هر سه‌شان، آدرس همان دو احساس مشترک را می‌دهد. این سه یادآوری را از نزدیک به دور و از زمان معاصر تا 1350سال پیش، بازخوانی می‌کنیم:

یکم) سال 1359 خورشیدی بود. دو سال از ترک تازیهای دسته‌های چماقدار ارتجاع خمینی در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی ایران می‌گذشت.

خمینی و بهشتی تلاش می‌کردند این دسته‌های لمپن ـ پاسدار را مستقل و در عداد امت حزب‌الله قالب کنند، اما زیر نظر بالاترین مقامات حکومتی، علیه نیروهای سیاسی پیشرو و مترقی و نیز زنان و گروه‌های فرهنگی ـ هنری، حمله و چاقوکشی کرده و مزاحمتهای روزمره ایجاد می‌کردند.

آنان تیغ بی‌غلاف و جلوداران صدای پای فاشیسم مذهبی خمینی بودند.

در زمستان سال 1359 سردار موسی خیابانی در گفت‌وگویی با نشریه مجاهد ـ که مخفیانه تکثیر و توزیع می‌شد ـ خطاب به سردمداران ارتجاع حاکم، هشداری را یادآوری نمود که نتایج و آثار آن را هنوز که هنوز است در پهنه‌ی سیاسی و اجتماعی ایران، خاورمیانه و اروپا شاهدیم. سخن موسی جمله‌یی‌ست ساده با مضمونی روشن، صریح و همه‌فهم: «اگر امروز جلو جریان چماقداری علیه نیروها و گروه‌های سیاسی را نگیرید، فردا دودش به چشم همه خواهد رفت». (نقل به مضمون)

تعبیر عینی و واقعی هشدار موسی خیابانی، با فاصله‌ی کوتاهی به واقعیت بدل شد. بعد از 30خرداد  سال 60 چماقداران حکومتی رسمیت قانونی یافتند و در پوش پاسدار، کمیته‌چی و بسیجی، امان از ملت ایران می‌گرفتند و می‌گیرند. آن حزب و گروه‌های نازپروده‌ی «جبهه‌ی متحد ارتجاع» که شهادت سردار قهرمان خلق در نوزده بهمن را به پاسداران انقلاب! تبریک گفتند، نیز از چنگال اهریمنی چماقداران و ددان و دژخیمان امام ضدامپریالیستشان در امان نماندند!

تعبیر تاریخی سخنان موسی خیابانی، هشدار، بانگ و ندایی بود برای حفظ حریم و حرمت آزادی. دفاعی بود از ارزشهای دیرین و بنیادین حیات انسانی در یک جامعه‌ی متمدن. واقعیت این شد که وقتی حرمت و احترام و شأن عالی‌ترین ارزش حیات آدمی به جا آورده نشد و آزادی به مثله‌گاه و بالای «دار» و تخت شکنجه رفت، وقتی آزادی در عرصه‌ و پهنه‌ی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه‌یی منکوب می‌شود و نفی می‌گردد، جایگزین اثباتی آن چیزی جز ضدآزادی نبوده، نیست و نخواهد بود. هنگام که بزرگترین حرمت و احترام انسانی و اجتماعی شکسته می‌شود، هیچ حرمت و احترام و بزرگداشت و گرامیداشتی برای مقام انسان باقی و به‌جای نخواهد ماند.

از 23بهمن سال 1357 خورشیدی تا کنون، در عرصه‌ی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران شاهد ضد آزادی و تبعات بلاانقطاع آن هم‌چون فقر، فساد، اعتیاد، خودکشی، تن‌فروشی، شقاوت پشت شقاوت و سیّارهای اعدام و چرخه‌ی زنجیره‌ی جنایت ضدبشریت هستیم. آنچه امروز از حجم حیرت‌انگیز تباهی و متلاشی شدن استانداردهای زندگی در ایران شاهدیم، نتیجه‌ی شکستن بزرگترین حرمت حیات انسانی ما ـ آزادی ـ به دست مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران و نحله‌ی پلید خمینی ابلیس است. در تاریخ ثبت شده‌ی سه هزار ساله‌ی ایران، هرگز جامعه‌ی ما چنین نبوده که در حاکمیت آخوندها مبتلا گشته است.

دوم) دهه‌ی 30 قرن بیستم، شاهد ظهور اندیشه نازیسم و فاشیسم هیتلری بود. طبق تجارب ثبت شده‌ از گردونه‌های سیاسی جهان ما، مدهوشان دایره‌ی قدرت و عمارت‌نشینان سیاست‌پیشه، به هشدارها و انذارهای گروه‌های غیردولتی و برخی دست‌اندرکاران حکومتهای اروپایی نسبت به تهدید رشد نازیسم نظری نکردند و به هوش نیامدند. آنان از در مماشات با نازیسم نوظهور هیتلر درآمدند. از تجربه‌های تاریخ سود نبردند. پیامدهای مماشات با هیتلر، آن شد که در جنگ جهانی دوم بر سر دنیا و انسانهایش آمد.

سالها سال است مقاومت ایران نسبت به رشد بنیادگرایی در خاورمیانه و به‌طور اخص با اشاره به رژیم آخوندی، این تهدید را بر بام جهان جار زده است. اربابان دنیای امروز نیز هم‌چون دهه‌ی سی قرن بیستم با فاشیسم مذهبی آخوندی از در مماشات درآمده‌اند. تا کنون نیز بهای این جنایات و چشم‌پوشی بر آنها را پیشگامان آزادی در اشرف و لیبرتی و مردم ایران، سوریه، یمن، فلسطین، لبنان و منطقه و جهان و در سه روز گذشته، مردم فرانسه با هستی و خونشان پرداخته‌اند.

سوم) حدود 1350سال پیش، سخنی تاریخی از آفریننده‌ی یکی از حماسی‌ترین تابلوهای مانای جهان ما خطاب به یزید، بیان شد؛ گفتاری کوتاه از پیامبر جاودان آزادی: حسین. آنجا نیز روح، جوهر، مضمون و پیام سخن حسین، یادآوری ارزش‌ دیرین و بنیادین حیات انسانی و نشکستن حریم و حرمت آن بود. او که به تمامیت ساختار و بافت ایدئولوژیک، سیاسی، اجتماعی و ضدتاریخی یزید و حکومت وی اشراف و امعان نظر کامل داشت، خود را جوهری از هستی بالنده و تاریخی نوع بشر دید که باید مسئولیتش را در وفاداری به ارزشهای نگاه‌دارنده‌ی ساختار حیات انسانی ایفا می‌کرد. وقتی با قدرت‌پرستی عجین لئامت، شناعت، پلشتی، شقاوت و قسی‌القلب بودن حاکمیت یزید مواجه شد، خطاب به وی گفت: «با ریختن خون من، ریختن همه‌ی خون‌ها برای تو مباح خواهد شد

تعبیر دقیق و پیش‌بینی تاریخی حسین را در سیر زمان و در تحولات بعد از حماسه‌ی او و خواهرقهرمانش زینب، در سلسله‌های پیاپی اموی و عباسی خواندیم و تاریخ شهادت داده است. امروز نیز در پهنه‌ی خاورمیانه دیده و می‌بینیم.

یک تجربه

 خمینی و وارثان او که پدرخوانده‌ی داعش و تروریسم منطقه‌یی و جهانی هستند، سر نخ جنایت در فرانسه را ابتدا با کشتار پیشتازان آزادی در فردای انقلاب بهمن باز کردند. آری، «آن سابقه‌ی پیشین، اکنون چنین باشد». (عاریه از حافظ: کاین سابقه‌ی پیشین تا روز پسین باشد.)

تجربه‌ی 34ساله‌ی پایداری و ضدپایداری برابر آخوندها، به‌وضوح تمام ـ و با شواهد متعدد ایرانی و بین‌المللی ـ به جهان ما می‌گوید: چنان‌چه برای دفاع از حرمت و ناموس آزادی، در برابر دیکتاتوری و فاشیسم، نایستیم و پایداری نکنیم و هوشیار نباشیم، مبتلا به سلسله‌یی از عوارض و تبعات و مکافات ناشی از کوتاهی در حراست از ارزشهای دیرین و بنیادین انسانی‌مان خواهیم شد.

چندان بی‌مناسبت نیست تا پیامی را از قصه‌ی «مسخ»، نوشته‌ی فرانتس کافکا یادآور شویم. «گره گوار سامسا» جوانی‌ست که در مقابل تعدیهای پیاپی به استقلال شخصی و تحمیل‌های مکرر، کوتاه و کوتاه و کوتاه می‌آید. آن‌قدر که از ارزشهای بنیادین وجودش تهی و تهی می‌گردد. در سیر مکافاتی دیالکتیکی گرفتار می‌شود و «یک روز صبح، همین‌که گره‌ گوار سامسا از خواب آشفته‌یی پرید، در رختخواب خود به حشره‌ی تمام‌عیار عجیبی مبدل شده بود». از آن پس او دیگر انسان نیست. وجوه و خصایص حشرات در وجود و عواطف و بازتاب‌های او تفویض می‌شوند. در این دگردیسی، نیازهای او نیز خواسته‌ها و کنش‌های حشره‌آمیز است.

آری، این است نمود سمبلیک عاقبت تن‌دادن به دیکتاتور! کافی‌ست آینه‌یی برابر تاریخ 35ساله‌ی اخیر ایران و واکنش احزاب و گروه‌های متعدد بعد از انقلاب بهمن 57 در قبال فاشیسم مذهبی آخوندی بگذاریم و با کمال تأسف، گره گوارهای مسخ شده و دگردیسی گشته را در آن ببینیم!

و نیز خوب و شایسته است آینه‌یی برابر آنانی بگذاریم که خمینی را شناختند و به او «نـه» گفتند و ایستادند. این بزرگترین افتخار و سرمایه‌ی عمر، تنفس، هستی، مبارزه و روزگارشان است. گوش بر هوای بال پرنده‌ی تاریخ بگذاریم و نیوشیدن صدایش را یادآوریم: اینان، آنانند که از «سپیده‌ی جوانی‌شان تا کنون روسفید» بوده و هستند...

همچو جم جرعه‌ی ما کش که ز سرّ دو جهان

 پرتو جام جهان‌بین دهدت آگاهی ـ (حافظ)

دو احساس مشترک و تلاقی‌شان، آدرسی را به همه‌ی جهان می‌دهند: در سه دهه‌ی گذشته، ریشه‌ی نحله‌ی خبیث تروریسم ایرانی، منطقه‌یی و بین‌المللی، در باغچه‌ی رژیم ملاهای بنیادگرای خیمه زده بر فلات ایران آب خورد، شاخه زد و برگ جنایت تکثیر کرد و پراکند.

خاورمیانه و جهان کنونی ما صدها تضاد و مانع عمده و اصلی ندارد. یک تضاد اصلی دارد: حاکمیت جنایت‌خیز، جنایت‌آموز و شقاوت‌گستر آخوندهای ضدبشر و تمامیت‌خواه!


24آبان 94

س.ع.نسیم.

برگرفته از سايت مجاهدين خلق ايران

۱۳۹۴ آبان ۱۳, چهارشنبه

حرمله قرن بیست و یکم:

 حَرمَله : به امیرالمؤمنین خامنه ای بگوئید من اولین تیررا به سوی حسین روانه کردم




حسین شهید: این دعی ابن دعی (خامنه ای ) مرا بین مرگ و تسلیم مخیر کرده است امّا
هیهات منا الذ لّه      هیهات منا الذ لّه       هیهات منا الذ لّه