تاریخ ایجاد در 19 اسفند 1394 برگرفته از سایت همبستگی ملی
مهرداد هرسینی
نام بابک زنجانی یا همان «آچارفرانسه» بیت رهبری بهیقین برای ایرانیان نامی آشنا است. سخن از فردی در دستگاه چپاولگر و غارتگر نظام ولایتفقیه است که در دوران رئیسجمهور و چشموچراغ «مقام معظم» یکشبه شریانهای بزرگ مالی و اقتصادی کشور را به دست گرفت. در دوران پاسدار احمدینژاد، میدان دادن به این کارگزار و یا بقول خودش «بسیجی اقتصادی» نه از سر خیر و صلاح مردم، بلکه تنها برای باز کردن کانالها و مجاری تنفسی مالی برای دیکتاتوری خامنهای و بهتبع آن دور زدن «تحریمها» بود.
وی که یکشبه به بزرگترین فرد در رأس مافیای حکومتی تبدیل شد، توانست با برپایی یک شبکه عظیم پولشویی و اختلاس بینالمللی، قریب ۷۰ بانک، شرکت، موسسه حقیقی و مجازی، شرکتهای هلدینگ را راهاندازی و نیز درزمینهٔ فروش نفت و گاز فعال گردد. تمامی اقدامات ب ز (یا همان بابک زنجانی) بلاشک بدون همکاری و همیاری «وزارت اطلاعات» رژیم و بهویژه نقش سپاه پاسداران که پروژههای بزرگ کشور را در دست دارند، امکانپذیر نمیبود.
لذا از آنجائی که سپاه پاسداران و دستگاههای حولوحوش آن بخش جداناپذیری از بیت ولیفقیه میباشند و بهطور مستقیم از شخص وی دستورات را میگیرند، میتوان به این نتیجه منطقی رسید که در پشت دستان «دوز و دغل» این شاهمهره رژیم، همان شخص ولیفقیه و یا به روایتی فرزند وی مجتبی خوابیده است. همچنین در دوران پاسدار احمدینژاد وی را مستقیم به پاسدار قاسم رستمی وزیر نفت وقت وصل کردند تا زنجانی بدین طریق و بدون واسطه به دور زدن تحریمها و فروش نفت در بازار سیاهروی آورد. پاسدار رستمی پیشتر مسئولیت قرارگاه خاتم که یکی از اهرمهای بزرگ اقتصادی و وابسته به ولیفقیه است را به عهده داشت. لذا از هر منظر که به قضایا بنگریم، به ارگانی بنام «سپاه پاسداران» راه خواهیم برد که در این پرونده نقش ویژهای را به عهده داشته است. ادامه مقاله را در اینجا بخوانید
مهرداد هرسینی
نام بابک زنجانی یا همان «آچارفرانسه» بیت رهبری بهیقین برای ایرانیان نامی آشنا است. سخن از فردی در دستگاه چپاولگر و غارتگر نظام ولایتفقیه است که در دوران رئیسجمهور و چشموچراغ «مقام معظم» یکشبه شریانهای بزرگ مالی و اقتصادی کشور را به دست گرفت. در دوران پاسدار احمدینژاد، میدان دادن به این کارگزار و یا بقول خودش «بسیجی اقتصادی» نه از سر خیر و صلاح مردم، بلکه تنها برای باز کردن کانالها و مجاری تنفسی مالی برای دیکتاتوری خامنهای و بهتبع آن دور زدن «تحریمها» بود.
وی که یکشبه به بزرگترین فرد در رأس مافیای حکومتی تبدیل شد، توانست با برپایی یک شبکه عظیم پولشویی و اختلاس بینالمللی، قریب ۷۰ بانک، شرکت، موسسه حقیقی و مجازی، شرکتهای هلدینگ را راهاندازی و نیز درزمینهٔ فروش نفت و گاز فعال گردد. تمامی اقدامات ب ز (یا همان بابک زنجانی) بلاشک بدون همکاری و همیاری «وزارت اطلاعات» رژیم و بهویژه نقش سپاه پاسداران که پروژههای بزرگ کشور را در دست دارند، امکانپذیر نمیبود.
لذا از آنجائی که سپاه پاسداران و دستگاههای حولوحوش آن بخش جداناپذیری از بیت ولیفقیه میباشند و بهطور مستقیم از شخص وی دستورات را میگیرند، میتوان به این نتیجه منطقی رسید که در پشت دستان «دوز و دغل» این شاهمهره رژیم، همان شخص ولیفقیه و یا به روایتی فرزند وی مجتبی خوابیده است. همچنین در دوران پاسدار احمدینژاد وی را مستقیم به پاسدار قاسم رستمی وزیر نفت وقت وصل کردند تا زنجانی بدین طریق و بدون واسطه به دور زدن تحریمها و فروش نفت در بازار سیاهروی آورد. پاسدار رستمی پیشتر مسئولیت قرارگاه خاتم که یکی از اهرمهای بزرگ اقتصادی و وابسته به ولیفقیه است را به عهده داشت. لذا از هر منظر که به قضایا بنگریم، به ارگانی بنام «سپاه پاسداران» راه خواهیم برد که در این پرونده نقش ویژهای را به عهده داشته است. ادامه مقاله را در اینجا بخوانید
