۱۳۹۴ دی ۲۹, سه‌شنبه

30 دي يك روز تاريخي ـ از مهدي ابريشمچي



masoud rajavi db2f5

اگر از من سؤال کنید که مهمترین وقایع تاریخ مردم ایران در دهه‌های اخیر - تا آنجائی‌ که به سرنوشت خلق و آزادی در ایران مربوط می‌شود چیست، من بدون تردید جواب می‌دهم:
اولاً، نجات جان مسعود در نتیجه یک مبارزه بین‌المللی به رهبری شهید کاظم رجوی؛ یادش به‌خیر باد.

ثانیاً، آزادی مسعود از زندان در 30 دی ماه سال1357.
این پاسخ، به هیچ‌وجه ناشی از این واقعیت که من و همه مجاهدین، عاشق مسعود هستیم نیست، بلکه این موضوع را من مسئولانه و به‌دلیل درک روشنی که از مباره با دو دیکتاتوری در بالاترین سطوح مسئولیت در سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت در زندان و بیرون زندان، در خارج و داخل کشور به‌دست آورده‌ام می‌گویم و می‌توانم ادعا کنم که این دست‌آورد، برای من علم‌الیقین است و مایلم که در ثبت شدن این حقیقت در تاریخ نبرد خلقها و خلق خودمان به سهم خودم نقش داشته باشم.

همه بریده خائن ها

یک توضیح ضروری : این مقاله قبلا در آفتابکاران درج شده است .اما از انجا که که شاعر پریش درباز جویی‌های مشمئز کننده‌ای که به همنشین شیطا‌ن پس می‌دهد به قلب حقایق نشسته و آسمان و ریسمان به هم میبافد که ایشان آگاه‌ترین فردی است که تاریخ مبارزات مردم ایران به خود دیده و علت بریدنش نه ضعف فردی او بلکه بطالت مبارزه از روز اول بوده است .ضرورت باز خوانی این مقاله را صد چندان می‌کند. چرا که همانطور که زندانیان سیاسی به درستی‌ در بیانیه اخیر خود گفته‌اند
ما بر این باور ایمان داریم که تمامی‌” کار کردها “،”نوشته ها،”مصاحبه ها،” “گفتگو‌ها ” و اعمال ایرج مصداقی و همه کسانی‌ که به “نجاست “او آلوده شده‌ اند و در” منجلاب سیاسی “او غوطه ورند, بالا‌ترین انتظارات فاشیستی‌ ترین جناح رژیم را به بهترین صورت برآورده می‌کنند .
دقیقا به همین دلیل این جماعت” ضد خلق “هستند و در سمت رژیم قرار میگیرند. بر پایه همین موضوع معتقد هستیم تمامی‌ رسانه هایی که به باز نشر تولیدات این باند کثیف می‌پردازند با هزار نخ پیدا و پنهان به وزارت اطلاعا ت گره میخورند .
ما همچنین بر این عقیده هستیم که” باز جویی‌های مشمئز کننده” فرد معلوم الحالی بنام همنشین(محمد جعفری) از “شاعر مفلوکی” که به “غلط کردم گوئی “افتاده (تحت عنوان گفت و شنود)، ادامه همان خیمه شب بازی “نفرت انگیزی “است که وزارت اطلاعات به صورت مصاحبه‌های ماراتونی برای سعید شاهسوندی و حسین مهری ترتیب داده بود ،با این تفاوت که آنها در ماهیت خود شکی نداشتند،اما اینها در “وهم” و” ذهنیت کثیف ” خود را “منتقد “می‌دانند وتلاش میکنند “خیانت “خود را توجیه کنند

همه بریده خائن ها
جواد پوینده
یک نفر بریده خائن فقط یک نفر بریده خائن هست و دیگر پیشوند و پسوند تشکیلاتی ندارد. این که قبل از بریدن و قبل از خیانت کردن چه ایدئولوژی داشته است و هوادار یا عضو چه گروهی بوده است هیچ فرقی نمی کند. می خواهد خداپرست بوده باشد یا مارکسیست، می خواهد مجاهد بوده باشد یا فدایی. تعلق سیاسسی و ایدئولوژیک و تشکیلاتی برای کسی هست که مبارزه میکند. ولی کسی که به مبارزه پشت میکند، به همرزمانش از پشت خنجر میزند و با دشمن همکاری میکند هیچ چیز نیست جز خائن و بریده. هیچ فرقی هم نمی کند که قبل از خیانت چکاره بوده باشد
اسماعیل یغمائی در نوشته ای به اسم "به شما دوستان سابق" که لب دریچه اش گذاشته می نویسد
بطور واقعی، مشکلی وجود داشته و مشکلی وجود دارد که موجب شده است افرادی سابقا مجاهد، یا رزمنده یا شورائی، که به سودای آزادی مردمشان تقریبا تمام عمر بدرد بخور خود را صرف مبارزه با حکومت جلادان نموده اند،در واکنشی بسیار دردناک،که شما دردناکی آنرا اساسا نمی فهمید، یا عطای همراهی با مجاهدین و شورا را به لقایش بخشیده و سر در پر کشند، و یا در صف معترضان و سپس در صف مخالفان قرار گیرند،
یغمائی می خواهد وانمود کند که اولین بریده تاریخ هست و قبل از او هیچ بریده دیگری وجود نداشته است. یغمائی می خواهد وانمود کند که بریده های خائن فقط از تشکیلات مجاهدین جدا شده اند آنهم به دلیل وجود "ایرادات و مشکلاتی در تشکیلات سازمان مجاهدین". و در نهایت یغمائی میخواهد وانمود کند که فقط هواداران سازمان مجاهدین هستند که با شخص وی مخالف هستند
جهت اطلاع یغمائی باید گفت که مشکلی که او از آن اسم میبرد در همه طول تاریخ مبارزات انقلابی و در سراسر دنیا وجود داشته و دارد و خواهد داشت. مشکل این هست که همیشه هستند آدمهای پست و خائن که در صفوف مبارزه نفوذ میکنند و بعد از مدتی به انقلاب و مردم خیانت میکنند. در تاریخ مبارزات فلسطین و یا آفریقای جنوبی و یا هند و یا سایر جنبشهای آزادیبخش در گوشه و کنار دنیا همیشه بوده اند عناصر خائنی که به مردم و مبارزه خیانت کرده اند و به صف دشمن پیوسته اند. در ایران خودمان، خیانت تاریخی به طول خود مبارزه برای آزادی دارد. یک سری خائنین به اسم طرفداری از مشروطه و آزادیخواهی به ستارخان و باقر خان در باغ اتابک حمله کردند. همرزم و همراه کوچک خان از پشت به کوچک خان خنجر زد. خیانت سران حزب توده در دوران مصدق برای همه آشناست. پرویز نیکخواه، کوروش لاشائی، سیروس نهاوندی به مبارزه و مردم خیانت کردند و مزدور رژیم شاه شدند. محمدعلی عموئی، کیانوری، احسان طبری، حسین روحانی، قاسم عابدینی، سعید شاهسوندی، مسعود خدابنده به مبارزه و مردم و تشکیلاتشان خیانت کردند، و به همکاری با رژیم آخوندی پرداختند
همه این بریده های خائن یک حرف میزده اند و میزنند، همه میگفتند که " در خواب بوده اند" یا "اسیر تشکیلات و روابط تشکیلاتی بوده اند" و یکدفعه بیدار شده اند. و بعد از بیدار شدن همه تشکیلاتشان و هر کسی را که می شناختند و نمی شناختند لو میدادند تا آنها هم از خواب غفلت بیدار شوند
احسان طبری که بیش از سی ساال کتابهای فلسفی و تاریخی در دفاع از مارکسیسم و کمونیسم نوشته بود به سرعت تعدادی کتاب در رد ایدئولوژی مارکسیسم و دفاع از اسلام آخوندی نوشت و در روزنامه اطلاعات پاورقی روزانه ای هم می نوشت به اسم "کژراهه" و در وصف خمینی پلید شعر هم میسرود، درست همانگونه که تا چند ماه قبل در وصف رهبری حزب توده شعر میگفت
حسین روحانی در شو تلویزیونی با لاجوردی شرکت میکرد و با پرروئی میگفت که در حال خواندن کتابهای مرتضی مطهری هست و دوباره اسلام آورده است و همه تشکیلات و همه اعضا و هواداران را لو داد
پرویز نیکخواه و کورش لاشائی و جعفریان و بریده های دیگر در دوران پهلوی توبه کردند و گفتند که در خواب بودند و اسیر تشکیلات استالینی بودند و واقعیتهای جامعه ایران را نمی دیدند وچون به این نتیجه رسیده بودند که تئوری های مارکسیستی به درد جامعه ایران نمی خورد به تئوریسین های حزب رستاخیز تبدیل شدند
امثال سعید شاهسوندی و مسعود خدابنده هم به این دلیل که "تشکیلات سازمان مجاهدین دمکراتیک نیست" به همکاری و همراهی با لاجوردی و دستگاه اطلاعاتی رژیم مشغول شدند و به شکنجه گر و تیر خلاص زن تبدیل شدند
هیچکدام از این بریده های خائن هیچوقت اعتراف نکرده است که من آدم ضعیف و پستی هستم که توان مبارزه ندارم و در نتیجه به مردم و همرزمانم خیانت کردم
در بین این بریده های خائن بودند کسانی که سوادشان از یغمائی بیشتر بود، بودند کسانی که بیشتر از یغمائی با فرهنگ کشورهای غربی آشنا بودند، بودند کسانی که سابقه فعالیت سیاسی شان از یغمائی طولانی تر بود و بوده اند کسانی که از یغمائی بیشتر شعر می گفتند
یغمائی نمی خواهد قبول کند که امروز او یک بریده خائن هست مثل همه بریده ها و خائن های قبل از خودش. یغمائی سعی می کند به خودش بقبولاند که اولین بریده تاریخ هست و بریدنش و جدا شدنش از سازمان مجاهدین به دلیل یک سری "مشکلات" هست و این
مشکلات آنقدر پیچیده هست که فقط یغمائی و بالاترین سطح رهبری سازمان مجاهدین از آن "مشکلات" خبر دارند

نه به سفر روحانی، نماینده وقیح رژیم شکنجه و اعدام در ایران!


نه به روحانی آخون شیاد به پاریس محکومیت سفر آخوند روحانی به پاریس از سوی مجاهدین خلق ایران
رسانه های عمومی از سفر آخوند شیاد حسن روحانی، رئیس جمهور رژیم جنایتکار حاکم بر ایران به پاریس در روز ۲۸ ژانویه خبر می دهند. این سفر در شرایطی انجام می گیرد که موج اعدام های وحشیانه سراسر میهنمان ایران را فرا گرفته و روزی نیست که شهرهای ایران شاهد اعدام های گروهی نباشد.
هدف سفر روحانی به پاریس مقدم بر هر چیز دریوزگی سیاسی وی در بارگاه دولت های مماشاتگر غربی است تا در مقابل حراج سرمایه های کشورمان امدادهای آنها را برای تضمین عمر فاشیزم دینی حاکم بر کشورمان کسب نماید. در این راستا او منافع مردم محروم ایران را پای استعمار و مماشاتگران غربی قربانی می کند.
روحانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه ایتالیایی "کریر دلا سرا" که از او در مورد رقم بسیار بالای اعدام در ایران سئوال می کند، با وقاحت و شیادی پاسخ می دهد: "بیشتر اعدام ها در ایران مربوط به قاچاق مواد مخدر می باشد. ما مرز طولانی با افغانستان داریم و اگر اعدام را لغو کنیم، مواد مخدر به اروپا خواهد رسید و برای شما بد خواهد شد".
البته از پس مانده های خمینی ضد بشر که بویژه در دوران "پسا برجام" در گرداب تضادهای داخلی و بین المللی دست و پا می زنند، انتظاری جز اعدام و سرکوب وحشیانه برای مهار اعترضات مردمی و در نتیجه حفظ موجودیت نظام سراپا نامشروع شان نیست، چرا که این رژیم جنایتکار تنها با تکیه بر اعدام و سرکوب قادر به ادامه حیات ننگینش می باشد.
بنابراین وظیفه انقلابی و میهنی هر ایرانی میهن پرست است تا ضمن شرکت در تظاهرات روز ۲۸ ژانویه در پاریس، چهره واقعی آخوند روحانی را به عنوان نماینده رژیم شکنجه و اعدام در انظار جهانیان افشا نماید.
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد

پاتریک کندی:‌ توهم اعتدال در ایران



پاتریک کندی طی مقاله ای در پروویدنس ژورنال دجال گری و فریب کاری آخوند روحانی در آستانه سفر به اروپا را افشا کرد و بر صحت مواضع مقاومت ایران که میانه روی در رژیم آخوندی سرابی بیش نیست تاکید کرد.
پاتریک کندی: توهم اعتدال در ایران
نمونه های بیشماری از زمان انتخابات ۲۰۱۳ و روی کار آمدن حسن روحانی – از جمله به آتش کشیدن سفارت عربستان سعودی در تهران با حمایت رژیم میبایست این تصور که ما در حال تعامل با یک رفرمیست میانه رو در راس جمهوری اسلامی هستیم را می‌زدود. درگیری های فرقه ای با حمایت رژیم ایران از اسد در سوریه، یمن و عراق در حال افزایش است.
این تحولات، دقت تجزیه و تحلیل شورای ملی مقاومت ایران را اثبات کرده است که از ابتدا بر این پافشاری کرده که میانه روی، یک چشم انداز واقع بینانه در رژیم مذهبی حاکم بر ایران نیست.
پاتریک کندی سپس با مرور حمایت رژیم از تروریسم و گروه های تروریستی در خاورمیانه، و ادامه فعالیت های موشکی، شکست سیاست مماشات با رژیم آخوندی را گوشزد کرد و سپس کارنامه دو ساله آخوند روحانی را در پهنه های مختلف برشمرد و نوشت:
روحانی هیچ تلاش جدی برای بهبود شرایط زندگی مردم ایران انجام نداده است. او بر روی بیش از ۲۰۰۰ اعدام طی دو و نیم سال ریاست جمهوری اش نظارت داشته است اعدام هایی که تقریبا سه برابر دوره رئیس جمهور قبلی محمود احمدی نژاد است. این شقاوت ها همزمان با سرکوب خواسته های مردم ایران برای آزادی و دموکراسی در ایران و همچنین در عراق، محل استقرار مخالفان رژیم ایران(مجاهدین خلق) صورت گرفته است. از جمله باید به شلیک رگباری از ۸۰ موشک بر روی مخالفان ایرانی(مجاهدین خلق) در کمپ لیبرتی، در اواخر اکتبر اشاره کرد که منجر به کشته شدن ۲۴ نفر(مجاهد خلق) و مجروح شدن دهها تن دیگر شد.

سازمان خبرنگاران بدون مرز: وضعیت آزادی مطبوعات در دوره آخوند روحانی تغییر نکرده است

سازمان خبرنگاران بدون مرز روز جمعه ۲۵ دی با انتشار گزارش سالانه خود اعلام کرد دو سال پس از روی کارآمدن آخوند روحانی، وضعیت آزادی مطبوعات، هیچ تغییر مثبتی نکرده است.
بر اساس این گزارش، رژیم ایران در رده بندی کشورهای جهان در زمینه آزادی مطبوعات، در میان ۱۸۰ کشور جهان، در  رتبه ۱۷۳ قرار داده است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز در گزارش خود همچنین آخوند روحانی را «شریک خاموش» بازداشت روزنامه نگاران دانسته و نوشته است که این کشور با ادامه بازداشت ۵۰ روزنامه نگار و فعال اینترنتی، همچنان یکی از پنج زندان بزرگ جهان است.

بازداشت تعدادی از پزشکان تجمع کننده مقابل وزارت بهداشت


مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی صبح امروز شنبه ۲۶ دی عده یی از پزشکان تجمع کننده در مقابل وزارت بهداشت رژیم را بازداشت کردند.
این پزشکان رادیولوژیست، که صبح امروز در مقابل وزارت بهداشت رژیم تجمع کرده بودند، در اعتراض به نامه وزارت بهداشت رژیم مبنی بر اخذ وجه سونوگرافی توسط متخصصین زنان و در اعتراض به نظام خودارجاعی و تبعیض در ساختار نظام درمانی، در مقابل وزارت بهداشت در تهران رژیم تجمع کردند.
صالحی نماینده پزشکان معترض رادیولوژیست از برخورد وزارت بهداشت رژیم با تجمع کنندگان ابراز تاسف کرد و گفت: “امروز بیش از هزار نفر نخبه، پزشک و رادیولوژیست مقابل وزارت بهداشت حضور پیدا کردند. در حالی که مسئولان و مدیران این وزارتخانه می‌توانستند با حضور در بین پزشکان معترض نسبت به آنان پاسخگو باشند.

سهیلادشتی:‌ جلوه همبستگی، سیمای آزادی



هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که بر هر سر بازار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
برنامه گلریزان همیاری سیمای آزادی شروع شده است. این برنامه چند روزی ادامه خواهد داشت. بی تاب مقابل تلویزیون می نشینم و به صدای کسانی که برای همیاری یه سیما تماس می گیرند گوش کنم. صورت هیچ کدام از آنان را نمی توان دید ولی انگار که همه آنها را می شناسی. این صداها و پژواک آن نه فقط میزان کمکی را که تک تک آنان می کنند مورد توجه قرار می دهد، بلکه جلوه ای بی بدیل و انسانی را به دربرابر چشمان مردم ایران و جهان نشان می دهد. صدای کسانی که صدقه نمی پردازند و برای سلامتی و بهبود بیماری خودشان نذر نمی کنند. صدای کسانی است که تسلیم تقدیر و سرنوشت نمی شوند و با اشتیاق برای تغییر شرایطی که نظام ضد بشری ولایت فقیه حاکم کرده است مشارکت می کنند.
رژیم حاکم بر ایران در طول بیش از سه دهه حکومت سعی کرده است که تمام دستاوردهای انسانی بشری را نابود کند و به جای آن ضد ارزشهائی را حاکم کند و مردم را از هویت انسانی خودشان تهی کند. واژه ضد بشر که مسعود رجوی برای این انسان نماها استفاده می کند در شرایط امروز ایران بیشتر خود را نشان می دهد. با ایجاد نیروهای سرکوب با اسامی رنگارنگ حتی پلیس کودکان می خواهد این را به مردم القا کند که آنان با عرض معذرت و پوزش از ساحت مردم، گوسفندهائی هستند که در بیست و چهار ساعت نیازمند به شبان. البته جای تعجب نیست چون نیروهای سرکوب دقیقا تعریف و نمایانگر ولی فقیه هستند؛ یعنی نظر و رای یک فرد در مقابل میلیونها انسانها.
اگر بخواهی ادعا کنی که در مقابل این دیو ارتجاع مبارزه می کنی باید که حاوی تمامی ارزشهای انسانی باشی و این مبارزه ای است در تمامی صحنه ها و رزمندگان آن کسانی هستند که به جوهر و شعور انسانی خود واقف هستند. پا در صحنه نبرد می گذارند و ارزشها را زنده می کنند. نشان می دهند که برای رسیدن به همه آن ارزشها باید قبل از هر چیز از خواسته های فردی و شخصی خود گذشت و به دیگران فکر کرد. این جاست که صدای کسانی که برای همیاری با سیما تماس می گیرند، رنگ دیگری می گیرد. رنگ فرهنگ متعالی انسانی، رنگ انسانهای با تفاوت، رنگ زندگی آزاد. همیاری، سیمای آزادی را به کانال تلویزیونی تبدیل می کند که صدای جنبشی است که مردم همراه با رزمندگان آزادی خواهان سرنگونی نظام ولایت فقیه هستند و حاضر به پرداخت بهای آن هستند